رفتیم خونه خاله زهرا....
ما که هرچی به بابایی گفتیم ما رو ببر خونه خاله زهرا نمیتونست. بالاخره تصمیم گرفتیم خودمون بریم و بابایی رو تنها بزاریم این کار رو هم کردیم و خودمون 3تایی با قطار رفتیم خونه خاله زهرا بندرعباس خیلی هوا عالی بود مخصوصا دریا که میرفتیم ... بابایی هم دیگه طاقت نیاورد و اومد بندر البته منم گفتم دیگه نمیام تا بیای دنبالمون اینجا هم رفتیم قشم ......
نویسنده :
مامان زینب
14:19





